سفارش تبلیغ
صبا ویژن

تناقضات امام خمینی ( ره) ؟!!!!

چندی پیش در صفحه نظرات مطلبی که در وبلاگ سرای اندیشه تحت عنوان (دیروز را چه شد ؟ امروز را چه می­کنیم ؟) نوشته بودم دوستی به نام مستعار ( جادوگر سیاه ) مطلب زیر را به صورت یک کامنت برایم نوشته بود . در بخش پاسخ مدیریت جوابیه ای برایشان نوشتم که متأسفانه به دلائل فنی نمایش داده نشد . بنا بر این تصمیم گرفتم تا متن کامل کامنت ایشان و پاسخ خودم را در این وبلاگ در معرض مطالعه خواهران و برادران بزرگوارم قرار دهم :

---------------------------------------------------

*(خمینی و حکومت) *منظور از حکومت اسلامی این نیست که رهبران مذهبی خود حکومت
را اداره کنند (مصاحبه با خبرنگار رادیو تلویزیون فرانسه/23 شهریور1357/نجف)

علما خود حکومت نخواهند کرد. آنان ناظر و هادی مجریان امور می باشند (خبرگزاری
رویتر/4آبان1357/پاریس)

من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت (گفت و گو با خبرنگاران/12آبان1357/پاریس)

نه میل و رغبت من و نه سن من و نه موقعیت من اجازه نمی دهد که شخصاً نقشی در
حکومت جدید بعهده بگیرم (مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری
آسوشیتدپرس/16آبان1357/پاریس)

من بنا ندارم که خودم یا اشخاصی که حالا در پیش من هستند از روحانیون، جانشین
رژیم بشوند (گفت و گو با خبرنگاران/دی1357/پاریس)

روحانی نباید به کاری غیر از روحانیت یعنی بسط توحید و تقوی و پخش و تعلیم
قوانین آسمانی و تهذیب اخلاق بپردازد (کشف الاسرار/ص208)

*و اما پس از پیروزی انقلاب:*

می گویند که روحانیت باید بروند سراغ کار خودشان و ملت را بگذارند و سیاست را
بگذارند برای ما. شما در این 50 سال هیچ غلطی نکردید. شما را من می شناسم. نمی
خواهم اسمتان را ببرم. سر جایتان بنشینید. آدم بشوید! (سخنرانی درجمع فارغ
التحصیلان دانشکده افسری/روزنامه جمهوری اسلامی/26آبان1359)

این را بدانید که تنها روحانیت میتواند در این مملکت کارها را از پیش ببرد. فکر
نکنید که بخواهید کنار بگذارید روحانیت را (دیدار با نمایندگان مجلس شورای
اسلامی/6خرداد1360/جماران)

*(خمینی و دموکراسی) *دولت اسلام یک دولت دموکراتیک به معنای واقعی است (گفت و
گو با خبرنگاران/18آبان1357/پاریس)

در جمهوری اسلامی مطبوعات در نشر همه حقایق و واقعیات آزادند (روزنامه
ایتالیایی پائزه سرا/11آبان1357)

در جمهوری اسلامی کمونیستها نیز در بیان عقاید خود آزادند (روزنامه هلندی دی
ولکرانت/16آبان1357/پاریس)

حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است (مصاحبه با خبرنگار روزنامه
تایمز/16آذر1357)

ما حکومتی را می خواهیم که برای اینکه یک دسته می گویند مرگ بر فلان کس، آنها
را نکشند (مصاحبه با خبرنگاران/12آبان1357)

*و اما پس از پیروزی انقلاب:*

به آنها که از دموکراسی حرف می زنند گوش ندهید. آنها با اسلام مخالفند. می
خواهند ملت را از مسیر خودش منحرف کنند. ما قلمهای مسموم آنهایی را که صحبت ملی
و دموکراتیک و اینها را می کنند می شکنیم (سخنرانی 22اسفند1357/قم)

آنهایی که فریاد می زنند دموکراسی باشد، اینها مسیرشان غلط است. ما اسلام می
خواهیم (در جمع دانشجویان دانشگاه اهواز/روزنامه کیهان/3خرداد1358)

من انقلابی نیستم. اگر ما انقلابی بودیم اجازه نمی دادیم اینها اظهار وجود
کنند! تمام احزاب را ممنوع اعلام می کردیم، تمام جبهه ها را ممنوع اعلام می
کردیم و یک حزب و آن حزب الله، حزب مستضعفان تشکیل می دادیم و من توبه می کنم
از این اشتباهی که کردم (کیهان/27مرداد1358)

این ملت برای اسلام جنگیده نه آزادی (مصاحبه با اوریانا فالاچی/2مهر1358/قم)

همه آشفتگی ها زیر سر همین هایی است که می گویید دموکرات هستند (مصاحبه با
اوریانا فالاچی /2مهر1358/قم)

*(خمینی و ملی گرایی) *یکی از بنیادهای اسلام آزادی است. بنیاد دیگر اسلام اصل
استقلال ملی است (مصاحبه با خبرنگار روزنامه لاکروا/10آبان1357/پاریس)

حکومت اسلامی، حکومت ملی است (صحیفه نور/جلدچهارم/ص58)

*و اما پس از پیروزی انقلاب:*

ملی گرایی مخالف اسلام است (سخنرانی در جمع طلاب و دانشجویان/5خرداد1359)

ملی گرایی برخلاف اسلام است. این برخلاف دستور خدا و برخلاف قرآن مجید است
(صحیفه نور/جلد دوازده/ص110)

ملی گرایی اساس بدبختی مسلمین است (سخنرانی در کنگره قدس/19مرداد1359)

آنهایی که می گویند ما می خواهیم ملیت را احیا کنیم، مقابل اسلام ایستاده اند
(پیام به مناسبت روز قدس/25مرداد1359)

*(خمینی و اقتصاد) *در جمهوری اسلامی مسأله ای بنام تورم برای مملکت نخواهد
ماند (مصاحبه با خبرنگار روزنامه آلمانی دنیای سوم/24آبان1357/پاریس)

ما بانک هایی که بی بهره باشد باید درست کنیم. ما بهره را جایز نمی دانیم
(مصاحبه با خبرنگار روزنامه لوس آنجلس تایمز/16آذر1357/پاریس)

دلخوش نباشید که مسکن فقط می سازیم، آب و برق را مجانی می کنیم، اتوبوس را
مجانی می کنیم، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را و روحیات شما را
]هم[ عظمت می دهیم... ما هم دنیا را آباد می کنیم و هم آخرت را
(سخنرانی/12بهمن1357/بهشت زهرا)

*و اما پس از پیروزی انقلاب:*

جوانها ریختند توی خیابانها، فریادشان این بود که اسلام می خواهیم. برای اسلام
است که انسان میتواند جان بدهد. اولیای ما هم برای اسلام جان دادند نه برای
اقتصاد. اقتصاد قابل این نیست! (سخنرانی در جمع کارکنان رادیو/17شهریور1358/قم)

آنهایی که دم از اقتصاد می زنند و زیربنای همه چیز را اقتصاد می دانند‌، از باب
اینکه انسان را نمی دانند یعنی چه. اینها انسان را حیوان می دانند. حیوان هم
همه چیزش فدای اقتصادش است. زیربنای همه چیزش! الاغ هم زیربنای همه چیزش
اقتصادش است! (سخنرانی در جمع کارکنان رادیو/17شهریور1358/قم)

*(خمینی و کشاورزی) *کشاورزی ما از میان رفته است. طبق آماری که بدست آمده
ایران 93 درصد از مواد غذایی مصرفی خود را وارد می کند! (مصاحبه با خبرنگار
روزنامه لوموند/4اردیبهشت1357/نجف)

برنامه ما این است که کشاورزی کشور با تأمین شرایط زندگی دهقانان هم سطح سایر
مردم کشور به حدی برسد که کلیه نیازهای داخلی را تأمین کند (مصاحبه با خبرنگار
مجله المستقبل/15آبان1357/پاریس)

*و اما پس از پیروزی انقلاب:*

مغرض ها انداخته اند توی دهن های مردم که بگویند ما خون دادیم که مثلاً کشاورزی
ما چه بشود. آدم خودش را به کشتن نمی دهد که کشاورزی اش چه بشود! (سخنرانی در
جمع کارکنان رادیو/17شهریور1358/قم)

*(خمینی و زنان) *زنها را وارد ادارات کردید. ببینید در هر اداره ای که وارد
شدند آن اداره فلج شد (سخنرانی در مسجد اعظم قم/12آذر1341)

روحانیت ملاحظه می کند که در کنفرانس ها اجازه می دهند که گفته شود در راه
تساوی حقوق زن و مرد قدم هایی برداشته شده (سخنرانی در مسجد اعظم قم/12آذر1341)

*(خمینی و بنی صدر!) *آقای بنی صدر را همین مردم کوچه و بازار از پاریس آوردند
اینجا و رییس جمهور کردند. برای اینکه مردی مسلمان است، مؤمن است، خدمتگزار است
(درجمع استانداران کشور/18آذر1359/قم)

این آدم از اول ادعا می کرد که مسلمان است و برای اسلام کار می کند وکذا. من هم
از اول فهمیدم دروغ می گوید! (در جمع افسران و درجه داران ارتش/3شهریور1360)

*(خمینی و منتظری!)* علاقه اینجانب به جنابعالی بر خود شما روشن تر از دیگران
است، به حسب قاعده طول آشنایی صمیمانه و معاشرت از نزدیک مقام ارجمند علمی و
عملی شما، مجاهدت با ستمگران و قلدران، قداست و وجاهت و وارستگی کم نظیر
آنجناب... و احتیاج مبرمی که جمهوری اسلامی و اسلام به مثل جنابعالی دارد
انگیزه علاقه مبرم است (نامه خمینی به آیت الله منتظری/12مهر1365)

از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک می شوید، سعی کنید در هیچ کار سیاسی
دخالت نکنید... والله قسم من از ابتدا هم با انتخاب شما مخالف بودم! (نامه
خمینی به آیت الله منتظری/6فروردین1368)

*و کلام آخر:*

ما می خواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس ممکن است دیروز من یک حرفی زده باشم و
امرور حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را. این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز
حرفی زده ام باید روی همان حرف باقی بمانم (صحیفه نور/جلد هجدهم/ص178)

ما این طور نیست که هرجا یک کلمه ای گفتیم و دیدیم مصالح اسلام این جوری نیست،
بگوییم سر حرف خود هستیم. ما دنبال مصالح هستیم (صحیفه نور/جلد شانزدهم/ص211

من که نمیدونم والا ولی امیدوارم شما که روحانی هستید بدانید

---------------------------------------------------------------

و اما پاسخ اینجانب :

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

اگر چه عنوان جادوگر سیاه می تواند موهم خیلی از چیزها درباره شما یا کسانی که از آنان انتقاد می کنید باشد اما با صرف نظر از این مطلب پاسخ شما را در چند جمله و به طور خلاصه ارائه می کنم  چرا که پاسخ مفصل به بند بند آنچه نگاشته اید مستلزم فرصت تحقیقی مناسب و متنی طولانی خواهد بود اما امیدوارم با توجه به نکات اساسی که عرض میشود خودتان زحمت این بازنگری را بر عهده بگیرید .

1- هر فردی از افراد انسانی که پویا و جاری باشد همواره در طول حیات خویش دچار تطوراتی رو به رشد در اندیشه و عمل خواهد گشت و این بیرون رفتن از ساحتِ بودن ها و اوج گرفتن به قله شدن ها ویژگی انسانهای سالم و متکامل است . امام راحل (ره) نیز از این گونه تطورات مستثنی نبوده اند با این تفاوت که اگر دیگران به واسطه ضعف در اصل مبانی فکریشان ، در اصول اندیشه ها و فروع باورهایشان دچار این دگرگونی ها و تطورات می شوند امام راحل (ره) به واسطه اعتقاد راسخ به اصول و مبانی اسلامی تنها در فروع اندیشه اش این تکامل و تطورات کمالی را تجربه کرده اند .

2- سخنان امام راحل از ابتدا تا انتهای حیات مبارکشان همواره به یک صورت نبوده است و این دگرگونی محصول دگر گونی شرایط و اقتضائات مختلفی بوده که ایشان به عنوان رهبری نظام با ان مواجه بوده اند . چه بسا که کلامی و استراتژی خاصی در یک زمان از سوی ایشان مطرح می شده است اما با تغییر شرایط و موقعیتهای سیاسی و اجتماعی باقی ماندن بر همان استراتژی نه به صلاح جامعه اسلامی و نه به مصلحت اسلام بوده است . مانند مسئله بنی صدر که زمانی ( قبل از انقلاب ) از حمایت امام برخوردار بود اما با چرخشهای آشکارش به سوی آمریکا این حمایتها را از دست داد و صدها نمونه دیگر .

3- برای به دست آوردن سیره امام راحل (ره) و هویت منسجم این سیره مبارک ، بسنده کردن به گزیده کلام آن جناب بدون توجه به صدر و ذیل آن بیان و شرایط اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی آن زمان خاص خطایی واضح و آشکار است که شاید برخی برای رسیدن به هدف مطلوبشان از این طرفند استفاده می کنند تا بدینوسیله به زعم خودشان تناقضات اندیشه امام راحل ( ره) را کشف کرده باشند و مردم را در جریان چنین پارادکس های پیچیده ای !!! قرار دهند .

4- جستجوگران حقیقی سیره امام راحل (ره) می دانند که برای کشف آن سیره مبارک باید محکمات اندیشه و اقوال امام راحل (ره) را از متشابهات آن باز شناخت و در اولین قدم متشابهات کلام او را به محکماتش باز گرداند تا معنی صحیح آن را دریافت و در قدم دوم می باید با توجه به زمان و شرایط صدور کلام ایشان منظور آن حضرت را به روشنی فهم کرد . به عنوان مثال (ملیّت) در اندیشه امام راحل گاهی در برابر بی هویتی تاریخی و اجتماعی به کار می رود که در آن صورت کاربردی سازگار با مبانی اسلامی دارد و گاهی به عنوان تکیه گاه اساسی هویت انسان ها و در برابر هویت دینی و اصالت آن قرار می گیرد که این صورت مطرود امام راحل (ره) قرار گرفته و مخالف اسلام قلمداد می شود .

در آخر و به عنوان جمع بندی عرض می کنم روشی که شما را به بیابان ( نمی دونم ) انداخته است روش نا به جائی است . اگر با دیده انصاف و بی طرفی و نیز رعایت مطالب فوق ، به اندیشه های آن بزرگوار نظر کنید سیره او را از ابتدای انقلاب تا انتهای عمر شریفشان با تمام تطوراتی که داشته است چونان رود خورشانی از آب صافی و زلال خواهید یافت که ممکن است مورد نقد قرار بگیرد اما هرگز هیچ ابهام و تناقضی که دلیلش قابل فهم نباشد در آن وجود ندارد .

سربلند باشید.

یا حق

 


» نظر

او مهربان نیست ؟؟؟!!!!!!!!!

بعد از نوشتن پست ( ما گنهکار نیستیم – قسمت دوم ) در وبلاگ دیگرم - سرای اندیشه -  یکی از خواهران محترمم به نام سرکار خانم آسیه باصری باغسیه در صفحه نظرات آن چالشی بر انگیخت که به فضل خداوند موجب نوشته شدن این مطلب شد . در ابتدا می خواستم این نوشته را در زیر نظر خودشان و در پاسخ مدیریت درج کنم اما محدودیت تکنیکی این اجازه را به من نداد . به همین دلیل هم آن را در این وبلاگ درج می کنم به امید اینکه خداوند متعال این نوشته ناچیز را از این بنده حقیر و روسیاه به فضل خویش بپذیرد و آن را در جذب قلوب بندگانش به ساحت پر محبت خویش دارای اثر بفرماید . اگر آن مطلب را نخوانده اید پیشنهاد می کنم اول با کلیک روی نام وبلاگ سرای اندیشه آن مطلب را مطالعه کنید تا در فضای بحث قرار بگیرید و سپس به مطالعه این مطلب بپردازید .

قبلا از این خواهر گرامی که خواسته یا ناخواسته موجب تفضّل چنین فیضی به قلب و قلم این حقیر شدند کمال سپاس و تشکر را ابراز می دارم و برایشان از خدای بزرگ سعادت دو دنیا را طلب می کنم .

متن رونوشت نظر خواهر بزرگوارمان :

 

آقای محترم شما چرا به جای اینکه به تیریش قباتون بربخوره چراجواب منو شفا ف ندادید.

 من پرسیدم  تا از خدا تفسیر یکسانی نداشته باشیم از گناه هم تفسیر یکسانی نخواهیم داشت

مثال می زنم  در قران خدا فرموده: فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره .

هر کس به قدر مثقال ذره‏اى خیر یا شر انجام دهد آن رامشاهده خواهد نمود.

درست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا نتیجه ای که من از این آیه می گیرم اینکه خدا  خدایی است سختگیر و دقیق .

پ